خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
برو بچ دانشکده
آرشیو وبلاگ
آذر ۸٦
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
بهمن ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
لینک دوستان
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
اگه بخوام مطلب بنویسم یا بخوایم بنویسیم کسی هست که اصلاً براش مهم باشه؟
یعنی کسی هست که دلش بخواد اینجا آپدیت بشه؟



سراب
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٦ - برو بچ دانشکده
اولش گفته باشم که با هيچ کدومتون حال نمی کنم
بعدش بگم که به سرم زده برگردم و بنويسم
بعدش هم اصلا به من چه؟
سراب
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٥ - برو بچ دانشکده
در هفته گذشته اعلام شد که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد
تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد
تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند
تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند
تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند
در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آنها
در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه آن جاهايی که ديده نمی شود هم نگاه می کنند
همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند
تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است
مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند
رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود
ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود
و تهران تنها شهری است در دنيا که در شمال شهرمردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری
بر گرفته از سايت خلوت
سراب
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - برو بچ دانشکده
می خوام داستان ساخته شدن اين وبلاگ رو بنويسم:
يه زمانی نه زياد دور ٬ حدود ۲ سال قبل چند تا بچه دبستانی که هوس کرده بودند کارای بزرگ بزرگ انجام بدند و به حساب خودشون مسوليت يه کار بزرگ رو به عهده بگيرند يک دفعه به سرشون زد که انجمنی بشند! بماند که آخرش هم هيچ ... نشدند ولی خب فکر بدکی نبود!
اولين کاری که بايد می کردند اين بود که طرفدار پيدا کنند ٬ اين کار سختی بود! آخه همه شون جزو از دماغ فيل افتاده های روزگار بودند که هيچ صنمی هم با دخترهای همکلاسی شون نداشتند .
اولين کار اشتباهشون اين بود که اومدند پيش من برای مشورت و اشتباه بزرگ من هم اين بود که قبول کردم بهشون کمک کنم!
خلاصه سرتون رو درد نيارم ٬ ما در اولين قدم يه وبلاگ زدم تا نظراتمون رو اونجا بنويسيم که در واقع محلی بود برای کوبيدن رقیبامون . ولی با گذشت زمان و بعد از اينکه ما انجمن رو به زور و با رد صلاحيت حدود ۱۵ نفر به چنگ آورديم ديديم عجب جاييه اين وبلاگ . به هر حال با اجازتون تا دلمون خواست توش چرنديات نوشتيم و داديم خوردتون ! دخترا رو مسخره می کرديم . به استادها گير می داديم . خانم خان بابا رو اذيت کرديم . کار به جايی رسيد که گاهی خودمون رو هم که انجمنی بوديم مسخره می کرديم!
آره قوربونش برم ٬ پس از کله تون بندازين بيرون چون من اين وبلاگ رو به هيچ احدالناسی نيمدم . مال خودمه! اصلا ارث بابامه . بريد واسه خودتون يکی بسازيد!
امضا محفوظ
پيام هاي ديگران () link جمعه ٧ بهمن ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
چه باحال شد . من رد صلاحيت شدم ٬ فرهاد هم شد ٬ بابک هم شد . کم مونده بود بغال سر کوچه مون هم رد صلاحيت بشه . من که کلی حال کردم ٬ آخه يکی هم ما رو آدم حساب کرد و رد صلاحيتمون کرد . به هر حال اصلا من برنامه ای واسه انجمن نداشتم و اصلا هم نمی خواستم رای بيارم ولی يه حرفايی بود که بهترين جا واسه بيان کردنش جلسه معارفه بود ٬ اما نشد . مهم نيست شايد اينجا گفتمشون !
به هر حال از دوستان عزيز خواهش ميکنم ٬ هر کی رای آورد همه کمک کنند تا انجمن يه تکون بخوره شايد يه حالی به بروبچ دانشکده بدند !
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٢٩ آذر ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
خبرای جدید :
انتخابات انجمن اسلامی می خواد برگزار بشه . بیشتر یه بازی بچه گانه ست ولی منم شرکت می کنم چون باید یه حرفهایی رو بزنم. اگرچه هنوز تصميمم قطعی نيست!
وبلاگ رقیب ساخته شد . یه وبلاگ دیگه برای دانشکده . لینکش رو ندارم و الا می ذاشتم . برید اونطرفا که اینجا تعطیل شده!
ميگن بهتره تعطيلش کنی ! می گم چرا؟ ميگن آخه واسه کی می نويسی؟ ميگم من که ننوشتم بيشترش دزدی بود! ميگن خب چه فرقی داره؟ اصل اونه که هيچکی نمی خونه! ميگم بابا هنوزم گاهی بعضی ها سر می زنند! ميگن نه ديگه قبول کن رونق سابق رو نداره! ميگم آره شايد دليلش اين باشه که خيلی وقته خبر جنجالی نداشتيم ! ميگن به هر حال خودتم همچين حال و حوصله اش رو گويا نداری ؟ ميگم آره به خدا! حلالم کنيد! حال زندگی کردن ندارم چه برسه به وبلاگ نويسی!
ولی دلم نمياد تعطيلش کنم ٬ اونم به خاطر خاطرات خوبی که از اين وبلاگ دارم! يادمه روز اول که می خواستيم وبلاگی واسه دانشکده بزنيم خيلی ذوق و شوق توی همه مون بود . من بودم ٬ بابک ٬ مهدی ٬ گاهی هم آرش . بگذريم ٬ خيلی ها اومدند رو رفتند ٬ گاهی سر بعضی مطالب با بچه ها درگير می شدم ولی هر چی بود تا الان ادامه اش دادم . روزهای خوبی بود!
ياد ترانه روزهای روشن خداحافظ هايده می افتم .
سراب
آدمها خيلی زود عوض ميشن ! گله ای نيست ٬ رسم زمونه اينه!
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
زنها !!!
ü مثل شبکه اینترنت هستند : از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند.
ü مثل چسب دوقلو هستند : اگر دستشون با گوشی تلفن آشنا بشه دیگه باید سیم را برید.
ü مثل کنتور برق هستند : هر از چند سالی یک بارسن آنها صفر می شود.
ü مثل موتور گازی هستند : پر سر و صدا کم سرعت و کم طاقت.
مردها !!!
ü مثل جای پارک هستند :خوبهاشان قبلا اشغال شده و آنهایی که با قی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم.
ü مثل ذرت بوداده هستند : بامزه اند! ولیجای غذا را نمی گیرند.
ü مثل موز هستند : هرچه پیر تر می شوند وارفته تر می شوند و دیگر قابل تحمل نیستند.
ü مرد موجودی بیچاره : وقتی به دنیا می آید همه حال مامانش رو می پرسن .وقتی ازدواج می کنه همه میگن چه عروس خوشکلی . وقتی میمیره همه میگن بیچاره زنش.
منبع: نامعلوم
سراب
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
1. همشون قبلا با دختری بودند که خیلی دوستش داشتند و واسش همه کاری کردند اما اون دختره ولشون کرده و رفته.
2. همشون با باقیه فرق دارن.
3. همشون توی فامیل دختری رو دارند که عاشقشونه ولی اونادوستش ندارند و مثل خواهرشونه.
4. قراره خط موبایلشون در بیاد ، قبلی مزاحم داشته فروختند.
5. ماشین داشتند اما جون باهاش یه تصادف بد کردند به زور مامانشون فروختند.
6. همیشه تا آخرش هستند
البته من فرق می کنم ها!
سراب
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
بر اساس يه تحقيق ، 5 سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!! ... اين 5 سوال عبارتند از:
1 به چي فکر مي کني؟ ...2 آيا دوستم داري؟ ...3 آيا من چاقم؟ ... 4 به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟ ... 5 اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
براي مثال:
>>> ?- به چي فکر مي کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“ ... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال 1111 بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن ، درباره ش حرف مي زدم!“ ...
>>> ?- آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط ترند مي تونن بگن: “بله عزيزم!“ ... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله ، احساس بهتري پيدا مي کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟ ... من؟!
>>> ?- آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين! ... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه ات فکر مي کردم!
>>> ?- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه ء يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“ ... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه اي خوشگله!
ب) نمي دونم اينجور موارد رو چطوري مي سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي کردم!
>>> ?- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه ء اجتناب ناپذير فقدان تو ، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“ ... اين سوال ، همونطور که توي گفتگوي زير مي بينين ، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني تر باشه! ...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي پرسي؟ اين سوال منو نگران مي کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي کني و عکسهاي اونو به ديوار مي زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!
مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!![]()
منبع : از يه وبلاگ کش رفتم
سراب
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
خاتمی با تمام خوبی ها و بديهاش رفت ٬ من که دلم براش تنگ ميشه . حداقل توی دوران خاتمی جنبش دانشجويی اسمی برای خودش داشت . بالاخره دورانی بود برای خودش. ما مردم خيلی زود خيلی چيزها رو فراموش می کنيم . خاصيت آدم همينه .
بگذريم ٬ حالا يه دولت جديد با سياست جديد می خواد بياد روی کار . دوست دارم يه بار يه کار اقتصادی توی اين وبلاگ انجام بديم . نظرتون در مورد سياست های اقتصادی دولت خاتمی چيه؟ موفق بود يا که نه؟ دولت آينده چه برنامه ای در پيش داره؟
هوش زيادی نمی خواد ٬ قصد هم ندارم برام بياين از منحنی های اقتصادی حرف بزنيد . فقط در مورد شاخصهای کلان اقتصادی و جريان سرمايه و پول به اضافه صادرات واردات بگيد .
ممنون
سراب
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
در این مطلب 4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.
سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟
سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!
پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم
پنجمی چیه؟
جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.
بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
اینو برای امتحان اونهایی که فکر می کنید باهوشند بفرستید.
با تشکر از صنم سهرابی
سراب
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
دکتر سروش: اين اولين بار است که حکومت ايران با حکومتی در آمريکا روبرو شده است که مثل خودش ايدئولوژيک است
بدينوسيله ده تفاوت و ده شباهت ميان ايران و آمريکا را ذيلا عرض می کنيم
تفاوت ها
آمريکا با ايجاد آزادی اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی بياورند اما جمهوری اسلامی از طريق محدوديت اخلاقی کاری کرده است که مردم به فساد و فحشا روی می آورند
دولت آمريکا از روشنفکران خودش بدش می آيد، اجازه می دهد آنها حرفشان را بزنند اما کاری می کند که هيچکس حرف آنها را نشنود، جمهوری اسلامی هم از روشنفکران خودش بدش می آيد، جلوی حرف زدن آنها را می گيرد، اما همه حرف آنها را می شنوند
در ايران اول قدرت سياسی پيدا می کنند بعد پولدار می شوند، در آمريکا اول پولدار می شوند بعد قدرتسياسی پيدا می کنند
رئيس جمهور آمريکا يک گاوچران بيسواد است، اما کشورش پيشرفت علمی می کند، رئيس جمهور ما يک فيلسوف است اما پيشرفت علمی نمی کنيم
ما گذشته مان عظيم است، حال مان خراب است و آينده مان نامعلوم است. آنها گذشته شان نامعلوم است، حال شان بد نيست و آينده شان مشخص است
مردم ما در جريان ريز و درشت اخبار جهان هستند ولی نقشی در حکومت ندارند، اما آمريکاييها در جريان مسائل کشور خودشان هم نيستند ولی نقش تعيين کننده در سرنوشت شان دارند
در آمريکا گروهی عظيم با فکر کردن يک کشور بزرگ را اداره می کنند. و در کشور ما گروهی عظيم با فکر کردن جلوی اداره يک کشور بزرگ را می گيرند
در آمريکا هرکس کار جديدی بکند يا فکر تازه ای داشته باشد خوشبخت می شود، در ايران هر کس کار جديدی بکند يا فکر تازهای به سرش بزند بيچاره می شود
آمريکا کشور فردگرايی است اما همه چيز با سيستم اداره می شود، در کشور ما فردگرايی ممنوع است، هيچ سيستمی هم وجود ندارد
در آمريکا هر کسی هر غلطی بخواهد می کند دولت هم کاری به کارش ندارد، در ايران حکومت هر غلطی خواست می کند، کسی هم کاری به کارش ندارد
شباهتها
در هر دو کشور رئيس جمهور هيچ کاره است
هر دو کشور برای بقای خود به يک يا چند دشمن احتياج دارن
هر دو کشور دوست دارند در مسائل کشورهای ديگر دخالت کنند، يکی زورش می رسد، يکی نمی رسد
درهر دو کشور مردم در حال خوشگذرانی اند، در يکی دولت از اين موضوع ناراحت است، در يکی خوشحال است
در هر دو کشور رسانه ها در شکل دادن به افکار عمومی نقش دارند. در آمريکا اين رسانه ها وجود دارند اما در ايران اين رسانه ها مدتهاست نابود شده اند
مردم ايران و مردم آمريکا از خارجی ها خوششان می آيد، با اين تفاوت که ايرانی ها خارجی ها را در خارج از کشورشان می بينند، اما آمريکايی ها خارجی ها را در کشور خودشان می بينند
در هر دو کشور رسوايی اخلاقی يک اسلحه سياسی عليه مخالف است، با اين تفاوت که در آمريکا رسوايی اخلاقی باعث محبوبيت در کوتاه مدت می شود، در ايران در دراز مدت
هر دو حکومت با تبليغات اداره می شوند، اما يکی شان تبليغات را بلد است، ديگری بلد نيست
هر دو کشور متکی به تلويزيون هستند، در يکی تلويزيون هيجان انگيز است و در ديگری نفرت انگيز
در هر دو کشور مردم اعتقادات دينی دارند، در يکی مردم می خواهند بروند بهشت، اما در ديگری حکومت به زور قصد دارد همه را به بهشت بفرستد
ابراهيم نبوي
سراب

منبع : يادم نيست
سراب
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
خواهران عزيز در صورتي كه از نرم افزار فاسد ياهو مسنجر استفاده مي كنيد حتما با اين صحنه زشت آشنا هستيد،بله اين در خواست بي شرمانه اي است كه بدون در نظر گرفتن شرعيات براي شما فرستاده مي شود:

خوشبختانه شركت سارك توليد كننده نرم افزار هاي امنيتي با نام معروف نورتون در راستاي استحكام پيوند هاي ديني با همكاري بخش آي تي ......... دست به ابتكار جديدي زده كه قابل ستايش است.بله هم اكنون شماقسمت هايي از پيش نمايش نرم افزار نورتون آنتي بوي(پسر) را مشاهده مي فرمائيد

اين نرم افزار كه در نوع خود بي نظير است بر روي ياهو مسنجر شما نصب شده و در هنگام دريافت كردن پيغام به آناليز آن مي پردازد.
در صورتي كه پيغام دهنده پسربوده و در ليست شما موجود نباشد از بر قراري ارتباط جلوگيري خواهد شد
بانك اطلاعاتي اين نرم افزار به صورت خود كار به مركز پسر يابي منطقه به منظور امر به معروف متصل شده و نرم افزار را به روز مي كند
از قابليت هاي مهم اين نرم افزار انعطاف پذيري آن است كه در قسمت پائين به برخي از آنان اشاره مي شود:

در تصوير بالا شما تنظيمات مربوط به سيستم نامحرم ياب خود كار را مشاهده مي فرمائيد.برنامه اين امكان را براي خواهران عزيز فراهم مي آورد تا در صورت يافت شدن نامحرم به صورت خودكار صيغه محرميت توسط نرم افزار جاري شود و آي دي مورد نظر به ليست دوستان اضافه گردد!

در قسمت بالا طبق تنظيمات پس از يافتن نامحرم صيغه جاري شده و سوال "آيا وكيلم؟" از كاربر پرسيده مي شود.
اين نرم افزار كه تا سال آينده قابل بهره برداري خواهد بود يكي ديگر از مشت هاي محكميست كه به دهان آمريكا كوبيده مي شود
منبع : گروه آشنای شب
سراب
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده
1- عامه ي مردم روح خود را مي فروشند تا با عايدات آن عمري را با وجدان طي كنند ( لوگان پارسال اسميت ) .
2- هرگز به دوستانت كاستي هايشان را در جمع نگو چون ممكن است عيوب خود را برطرف كنند اما مطمئنن هيچگاه تو را به خاطر اين تذكر نمي بخشند ( لوگان پارسال اسميت ) .
3 - جامعه مثل آب نمك است شنا كردن در آن بد نيست اما بلعش وحشتناك است ( سايمن استرانسكي ) .
4 - پول همه چيز زندگي نيست اما مي تواند همه چيز را بخرد ( ادموند استاكول ) .
5 - ازدواج عوام ، آنان را از شخصيت تهي و از خصوصيات اخلاقي خالي مي كند ( رابرت لويي استيونسن ) .
6 - ازدواج مكالمه ي طولاني دو انسان است كه هر ازچند گاه به مشاجره مي انجامد ( رابرت لويي استيونسن ) .
7 - جامعه ي آزاد جامعه اي است كه افراد منزوي در آن امنيت كامل داشته باشند ( آدالي استيونسن ) .
8 - براي اكثر مردم مرگ در راه اصول آسان تر از زندگي كردن بر اساس آن است ( آدالي استيونسن ) .
9 - انتهاي راه، مرگ است ؛ تكامل در انتهاست ؛ هيچ چيز كامل نيست ؛ يك معادله با سه مجهول ( جيمز استفنر ) .
10 - يك مرد بدون زن مثل ماهي بدون آب است اما يك زن بدون مرد مانند يك ماهي بدون دوچرخه است (گلوريا استاين ) .
11 - بدون تو تحمل بهشت ممكن نيست و با تو دوزخ ديگر مكاني جهنمي نيست ( جان اسپارو ، سنگ نوشته اش بر قبرهمسرش ) .
12 - تعريف من از ازدواج چنين است : قضيه با دو نفر آغاز ميشود كه زندگي را بدون وجود يكديگر غيرقابل تحمل مي بينند و بعد از مدتي به همان دو نفر ختم مي شود كه حالا ديگر زندگي را در كنار هم غيرقابل تحمل مي بينند (سيدني اسميت ) .
13 - عشق مثل باد روده است تا موقعي كه در وجود توست خودت را ناراحت مي كند و زماني كه ابراز مي شود ديگران را مي آزارد ( سرجان ساكلينگ ) .
14 - اين يك اصل غيرقابل ترديد است : كساني كه دائما از شرافت حرف مي زنند از آن بويي نبرده اند ( رابرت سرتيس ).
15 - هميشه دوست داشتم فرصتي دست مي داد تا فروتني را تمرين كنم اما همواره به خاطر مي آوردم كه من مهم تر از آن هستم كه اوقاتم را صرف چنين اموري كنم ( اسحاق سينگر ) .
16 - انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي كند تنها استثمارگران را عوض مي كند ( برنارد شاو ) .
17 - عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يك آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است ( برنارد شاو ) .
18 - او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي كند وتظاهر مي كند كه همه چيز را مي داند ، اين تعريف مختصر يك نماينده ي مجلس است ( برنارد شاو ) .
19 - دو تراژدي دردناك در زندگي وجود دارد : يكي اينكه در عشقت ناكام شوي و ديگر اينكه به وصال عشقت برسي( برنارد شاو ) .
20 - زماني كه گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم كه آنقدر عمر مي كنم كه ازدواج كنم ( ويليام شكسپير ) .
گروه شعروادب
سراب
اهل حمامم من
پوستم مهتابي است
پدرم دلاك است
سر طاسي دارد
لُنگ مي اندازد
پدرم شامپويي مصرف كرد
كله اش هي كف كرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است !
حرفه ام دلاكي ست
هدف من پاكي ست
مي نشيند لب سكو آرام
يك نفر با احساس
و تصور كرده خوش پر و پاست !
كودكي را ديدم
مي دود در پي صابون و لگن
اي نهان در پس در
خشك آوردم , خشك !
مشتري هاي عزيز
لگن خاصره هاتان سالم
رخت ها را نكنيد
آب مان بند آمد !
( برگرفته از سهراب سپهري )
سراب
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٤ - برو بچ دانشکده









